{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
embankment
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی راه آهن ]
خاکریزی
۰
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی عمران]
خاکریز
معنی embankment, معنی ثودشئموثئف, معنی embankment, معنی اصطلاح embankment, معادل embankment, embankment چی میشه؟, embankment یعنی چی؟, embankment synonym, embankment definition,
معنی مهمانی، ضیافت، مهمان کردن، سور، بزم
,
ترجمه مهمانی، ضیافت، مهمان کردن، سور، بزم
به انگلیسی,
معنی حک کردن، تراشیدن، کنده کاری کردن، بریدن
,
ترجمه حک کردن، تراشیدن، کنده کاری کردن، بریدن
به انگلیسی,
معنی جانشینسازی، جابجاشدگی، تغییر مکان
,
ترجمه جانشینسازی، جابجاشدگی، تغییر مکان
به انگلیسی,
معنی (ssertrop=) دربان زن، زن دربان صومعه
,
ترجمه (ssertrop=) دربان زن، زن دربان صومعه
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی